دیشب تا حالا تو پوست خودم نیستم .....
قراره فردا بهترین دوستمو بعد از 4 ماه ببینم
فردا میریم تسویه حساب
آخر دانشجویی اینجاست...
لیلا رو بعد از 4 ماه میبینم...
آخ که چقد دلم براش تنگیده
تسویه حساب که بکنیم دیگه پرونده دانشجو بودنمون بسته میشه
تمام...
ولی ...
خاطرات تلخ و شیرینش... دوستای خوب... هم اتاقیا... محشوریا... حراست.... راه دیده و دل سلف..... ( لیواناش! قاشق و چنگالایی که فرار میکردن! ظرفای نون و آخر هفته های ما! سالاد اونروز و بی غذایی من و لیلا! آقای هیزمی! طرح تاک! ) اشعری..... بازار کاشان ... سایت دانشکده... نشریات... کلاسای رو بروی دستشویی کار دانشجویی تو کتابخونه مهندسی (من و فرشته فقط کتابا رو تو سر هم میزدیم هنوز هم حقوق ندادن! آقای مدبر نژاد آقای دهقانی آقای ولایتی خانم ... فامیلش یادم رفت:-)...آهان خانم منفصلی! ) سوتی دادنهامون! قم و جمکرانایی که رفتیم با هزار تومن کلی هم کیف میکردیم آخر سر هم بهشون میگفتیم مدیریت درستی نداشت به قول گفتنی نمک میخوردیم و نمکدونو میدزدیدیم!... و ر وز آخر !
هه هه! یادش بخیر!!!!!!!!
همه تو ذهنم میمونن...
همه... همه...
هیچکدومشو فراموش نمیکنم
شاد بودم...
اما حالا دیدم یکی از عزیزام حالش خوب نیست!
یه لحظه دلم هری ریخت!
خدایا ...
منو اینجوری آذار نده...
طاقت مریضیش رو ندارم...
حاضرم جای اون باشم...
ولی اون بخنده!
فقط بخنده !
امروز داداشم رسوندم سر کار...... راستی نگفته بودم میرم سر کار؟! حالا میگم! بیشتر شبیه سرکاریه تا سر کار! این مهم نیست!
داداشم تو ماشین آهنگ مهرنوشو گذاشته بود
بدون تو نمیمیرم.....فقط با مرگ درگیرم!
نتونستم بگم عوضش کن! بغضم گرفته بود! ولی خندیدم!
یادش افتادم... بعدش هم که فهمیدم حالش خوب نیس!
فردا میریم کاشان! من و لیلا! میریم پیش فرشته! رو سرش خراب میشیم...
فرشته شرط معدل شد و ارشد همونجا موند...
لیلا هم که پر.... پریسا هم گفت کار دارم نمیام.... کاش میومد... خوش میگذره....
صدیقه هم که حالا حالا باید کاشان باشه.... بچه تازه سال دومه! موند کی؟
آهان خودم...!!!!!!!!!!!!
عرضم به خدمتت انورتون... سرکارم دیگه.... صبحها سر کار! عصرا هم سر کلاس! (تربیت مربی!)
قراره یه کار دیگه جور بشه..... رفتم مصاحبه.... زنگیدن که قبول شدی! قرار بوده این هفته دوباره تماس بگیرن برای جلسه توجیهی..... هنوز که خبری نیست..............
برم دیگه....
مواظب خوبی هاتون باشید!
دوستتون دارم!
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:auto; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:0in; mso-para-margin-left:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; text-align:justify; line-height:150%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:MRT_Ghalam-1; mso-bidi-theme-font:minor-bidi; mso-bidi-language:FA;}
ما را در سایت زندگی من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: roya
بازدید: 161