
این سکوتِ اختیاریِ لعنتی مرا به این گریه اجباری کشاند ...
بی تفاوت ..بی هدف و شاید هم گاهی عمدا ... تنه ها .. نگاه ها ... و به وفور بیهوده گوئی ها ...
اما ... هیچکدام نیست!! تماشای ِ این دنیا از آن بالا چه حسی دارد؟! پائینتر!پائینتر ..!!حتی تا همکف!
این من را که بی خیال میخوانید،همین من... همین من،این بندگان را به خدایان ترفیع داد...
و حالا ... در مقام ابلیس، هرروز بیشتر از قبل،فقط سنگسار میشود ...بدون هیچ حسی!!
فراموشی با حسِ مردن ِ محض!
ما را در سایت زندگی من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: roya
بازدید: 397