سلام خورشیدم مامانی امیدوارم. هیچ موقعه مریض نشی وهمیشه سالم و سر حال باشی گلم دو روزه پیش به خاطر اینکه سرماخورده بودی با بابایی تو رو پیشه دکتر بردیم اونم واست دارو وامپول نوشت به خاطره اینکه تو نترسی,بابایی گفت آمپول رو مامان میخواد بزنه وتو همش میگفتی بابا ما نریم داخل مامان خودش بره وقتی دیدی خودت باید آمپول بزنی میگفتی بخدا دیگه شربت میخورم آمپول نزن الهی من بمیرم همش التماس میکردی که آمپولت نزنه اما در عوض الان حاله دخترم خوب شده والان منتظر باباییه که از,سرکار بیاد و واسش به به بیاره.
زندگی من...
ما را در سایت زندگی من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: roya
بازدید: 161
تاريخ: يکشنبه
14 مهر
1392 ساعت: 16:11